احمد باطبی


احمد باطبی هم رفت. وقتی شرح سفر پر مخاطره احمد رو در روزآن لاین می خوندم خیلی ناراحت شدم، بغض گلومو گرفته بود اما نمی تونستم گریه کنم. ولی خوب شد که رفت، دیگه بسش بود، تاکی هزینه واسه ملتی باید می داد که هر روز بهشون هزار جور تجاوز می شه و دم نمی زنند.


 احمد رفت، اکبر عطری رفت، اکبر گنجی رفت، علی افشاری رفت و چه بسیار نام های آشنا و نا اشنای دیگر که رفتند و رفتند و رفتند.
یادمه اواخر تیر 82 بود، هر روز ما رو ساعت 8-10 صبح از بند 8 اوین می آوردن تو حیاط واسه هوا خوری، بعد از اینکه زمان ما تموم می شد 10-12 نوبت بند 7 بود که اکثر فعالین سیاسی اون زمان تو همین بند ساکن بودند.
ما هر روز به هوای دیدن دوستان و کسب خبر و تحلیل های اساتید!! سعی می کردیم دیر تر بریم تو بندو لحظاتی هم که شدهبا بند 7 ی ها بگذرونیم.اون  ها هم میامدند تو حیاط و والیبال بازی می کردند. واسه خودشون یه تیم ملی بودند، گنجی بود، افشاری، باطبی، زید آبادی، زرافشان، منوچهر محمدی، اکبر محمدی، هاشم آغاجری، مهدی حبیبی و خیلی های دیگه که الان ذهنم یاری نمی کنه.
اما امروز هر کدوم یه گوشه دنیا هستد و امیدوارم همیشه و هر لحظه شاد و سلامت و پیروز باشند.
¤ نوشته شده در ساعت 02:29 توسط مصطفي خسروي | ارسال نظر

نظرات نوشته
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظر
ارسال شده توسط آزاده در روز 1387/4/19 در ساعت 06:58 (سايت - ايميل)
موفق باشی
هميشه....
لينك ثابت

نظر
ارسال شده توسط مصطفی در روز 1387/4/20 در ساعت 02:52 (سايت - ايميل)
سلام
هر کسی هر روش مبارزه رو که انتخاب می کنه و بش اعتقاد داره باید پای هزینه هاش هم واسه
امثال اکبر عطری و افشاری فرارشون نشانه کم اوردن و ترس و لکه ننگه چرا باقی و زید ابادی و ... نرفتند؟
البته بعضیهام این وسط اشتباهی بر می خورند مثلا همین باطبی، بیچاره کاره ای نبود و کاری نکرده بود تاوان همون عکس رو داد که اگه گرفته یا پخش نمی شد احتمالا الن داشت زندگی کاملا عادیشو می کرد اون خوب شد
لينك ثابت

نظر
ارسال شده توسط مصطفی خسروی در روز 1387/4/22 در ساعت 03:33 (سايت - ايميل)
مصطفی عزیز می تونم بگم تا حد زیادی با این نظرت مخالفم، من اعتقاد ندارم که اگه کسی یه روز مبارزه ای رو شروع کرد تا زمان نابودیش براهش ادامه بده. نه. من فکر می کنم این دوستان یه جاهایی باید به فکر زندگی شخصی و سلامت خودشون هم باشند.نمیشه ما انتظار داشته باشیم چون این ها روزی مبارزه ای رو شروع کردن پس باید تو زندان بپوسند تا ما خوشمون بیاد.
لينك ثابت

نظر
ارسال شده توسط سپيده پناهی در روز 1387/5/17 در ساعت 11:25 (سايت - ايميل)
باسلام
سپيده پناهي هستم از بخش دانشجويي و حقوق بشري ايران خبر, با توجه به فعاليتهايتان در چند ماه اخيرو باتوجه به اوج گيري فعاليتهاي دانشجويي در صدد برقراري ارتباط باشما بر آمدم , از برقراري ارتباط و گفتگو باشما وانعكاس اخبار فعاليتها و تحليلهاي دانشجويي شما دانشجويان خوشحال خواهم شد
تابتوانيم بخشي از اخبار دانشجويي را پوشش دهيم
براي برقراري ارتباط بيشتر با ايميل وشماره زير در تماس باشيد
سپيده پناهي


panahi.sepideh@gmail.com
tel : 00442032390955
INA Addres :http://www.ina-irannews.com/


لينك ثابت

دوست باطبی
ارسال شده توسط ناشناس در روز 1387/5/22 در ساعت 01:04 (سايت - ايميل)
سلام دوست گرامی از اينکه تا اين اندازه نسبت به نزديک ترين دوست بنده اين چنين احساساتی داريد از شما سپاسگذارم خوش حال ميشم بيشتر با شما آشنا بشم چون من در کنار احمد باطبی و در اندرزگاه ۷ و در اتاق ۶۳ در کنار احمد باطبی و ديگر دوستان بودم خوش حال ميشم به من ايميل بزنيد
لينك ثابت

نظر
ارسال شده توسط مانيا ر در روز 1387/7/21 در ساعت 03:10 (سايت - ايميل)
تسليم شدن به زندگيُ به خويشتن
تسليم شدن به طوفان ها به زندان ها
دست يابی به شجاعت به اعتماد
دست يافتن به شادی و آزادی

مارگوت بيگل
اميدوارم همه بياموزییم چگونه بزييم آزاد و شاد
لينك ثابت


منوي وبلاگ
----------------------------------------
درباره ما
----------------------------------------

آخرين پست ها
----------------------------------------

شاخه ها
----------------------------------------

لينک ها
----------------------------------------

نويسندگان
----------------------------------------

لينکدوني
----------------------------------------

آمار
----------------------------------------

ديگر
----------------------------------------
طراح قالب وبلاگ
----------------------------------------

©2007 - Powered by Pro-theme.pib.ir In affiliation with weblogsara.com